تبلیغات
دغدغه های دو آشنا

دغدغه های دو آشنا
محبت را دوای درد می دانم... یاعلی مدد
قالب وبلاگ
اگر جای مرد دستفروش، یک مرد کت و شلواری بود که بوی عطر گرانقیمتش مشام را نوازش می داد، و ما به عنوان مامور، شاید این قدر حس انجام وظیفه نداشتیم تا بساط کار و بارش را جمع کنیم. مودبانه وظیفه را دور می زدیم و شاید شماره ای می گرفتیم تا روزی کسی را برای استخدام حواله کنیم. بعد عقب عقب دفتر کارش را ترک می کردیم. اما مرد دستفروش چیزی ندارد جز التماس! و یک مامور وظیفه شناس، از بد روزگار، در موضع قدرت قرار گرفته و باید ثابت کند با دستفروشی که پررویی کرده مماشات نمی کند و بساطش را جمع می کند همچنان که می داند دارد سفره را از جلوی زن و بچه او جمع می کند.
مرد خودسوزی می کند، اینبار کسی هم نمی گوید معتاد بود، روانی بود و ... می سوزد. اما قاضی زاده هاشمی مرد است، حتی اگر مثل من فکر نمی کند. نرفته که تسلی خاطر بازمانده ای باشد، رفته که بگوید، من پزشک یک جامعه بیمارم، اما درمانش را بلد نیستم، آمدم که بگویم جایی می لنگد، یک نفر با دستفروشی باید خرج خانواده اش را بدهد، و یک نفر با جمع آوری بساط دستفروش. یک نفر برای کت و شلوار پوشی که تا خرخره بلعیده و در سواحل مدیترانه نشخوار می کند دلش می سوزد، و یک نفر برای یک دستفروش که دنبال لقمه حلال است، دلش نمی سوزد. اما دستفروش می سوزد.
قاضی زاده هاشمی، خوشحالم که یک وزیر خانه یک فقیر رفت.

برچسب ها: دیدار قاضی زاد هاشمی با خانواده دستفروش اهوازی، خودسوزی دستفروش اهوازی،
[ دوشنبه 24 فروردین 1394 ] [ 06:26 ب.ظ ] [ پدرام کاویان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دلها به یاد خدا آرام میگیرد. رعد آیه ۲۷


الهى اگر تقسیم شود، به من بیش از این که دادى نمیرسد، فلک الحمد
علامه حسن زاده آملی
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

استخاره آنلاین با قرآن کریم