تبلیغات
دغدغه های دو آشنا

دغدغه های دو آشنا
محبت را دوای درد می دانم... یاعلی مدد
قالب وبلاگ

      

وقتی بنر 2 در 3 این عبارت را در دانشکده دیدم، آنچنان هم حیرت نکردم. این روزها فقط چیزهای شگرف می بینم. که کلا دنیای شگرفی داریم و کشوری شگرف تر. آموزش تدبر در قرآن کریم، در ده جلسه! دانشگاه طولانی مدتیست کنار برادر ناتنی اش - حوزه - خواب رفته! در معنای تدبر آمده: به اندیشه از پی کاری شدن. اندیشه کردن و حقیقت چیزی را یافتن. یا در عاقبت کاری نگریستن. افلا یتدبرون القرآن و لو کان من عند غیراﷲ لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً. نسا 82.

    چطور می شود به کسی اندیشیدن را یاد داد؟ مگر اندیشیدن هم آموختنی است؟ اندیشه را کسی یاد می دهد که قطعا خود نداند که اندیشه چیست؟! توهم وقتی بر مجموعه و گروهی غالب شود، که خود ناشی از جدا ماندن از جامعه است، هر حرفی و هر طرحی از مخیله شان بیرون خواهد جهید. کسانی که جامعه را نمی فهمند (چون در آن نیستند) و یا در دفاترشان و کتابهایشان با جامعه آشنا می شوند، یک روز پیشنهاد می کنند مردم یک وعده غذا بخورند و یک روز آموزش تدبر در قرآن کریم! آن هم در ده جلسه! می دهند. بیماری مهلکی است که زمامداران فرهنگ یک جامعه ای، در جامعه نباشند. کاری به دعوای کلگونه (کل = بز کوهی نر) جناح کج و چپ ندارم، بحثم این است که فرهنگ، که زمامش معلوم نیست دست کیست - حوزه - وزارت - سدا و صیما - یک ارگان همه کاره - یا هرجای دیگری، زمانی پویا و استوار خواهد بود که چیزی جدای از جامعه نباشد. اگر از سرداران و سران فرهنگ بپرسیم که از چه به این اندیشه افتادید؟ خواهند گفت: «وضع جامعه خراب است آقااااااااااااا، روسری بر سر دختران نیست و زنا می شود و ازدواج سفید می کنند و سیاه می کنند و قرمز می کنند و ... جامعه دارد هلاک می شود.» جامعه ای که در سطوح پیش دبستانی با قرآن آشنا می شود و الآن دانشگاهش آموزش تدبر در قرآن در ده جلسه برگزار می کند، الآن نمی فهمد کلا قرآن چیست؟!!! تا بخواهد در آن  تدبر هم بکند. فعلا باید مسئولین فرهنگی اول دوره ده جلسه ای «آشنایی با قرآن کریم = فرستاده شده از جانب خدای سبحان به بنده اشرف و معصومش محمد(ص)»، بگذرانند و بعد ... برای دیگران (مردم) کلاس قرآن برگزار کنند، آن هم تدبر.

    چرا این حرف را می زنم؟ چون گیر کار جای دیگریست. گیر کار تدبر نکردن مردمان در قرآن نیست، گیر کار عمل نکردن مسئولین به قرآن است.  الَّذینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلاَّ کَما یَقُومُ الَّذی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهی‏ فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَی اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ - بقره - 275. آن کسانی که ربا خورند (از قبر در قیامت) برنخیزند جز به مانند آن که به وسوسه شیطان گمراه و دیوانه شده. و آنان بدین سبب در این عمل زشت افتند که گویند فرقی بین تجارت و ربا نیست؛ حال آنکه خدا تجارت را حلال و ربا را حرام کرده. پس هر کس که اندرز (کتاب) خدا بدو رسد و از این عمل دست کشد خدا از گذشته او در گذرد و عاقبت کارش با خدا باشد، و کسانی که دست نکشند اهل جهنّمند و در آن جاوید معذّب خواهند بود.

    چطور می شود ربا و تدبر در قرآن را با هم جمع کرد؟ چطور می شود آیات الهی را به سخره گرفت؟ آیا ما به قبر نرفته دیوانه و گمراه نیستیم؟ تا کی می خواهیم دولا دولا خر سواری کنیم؟ آن هم سواری بر خر شیطان. با ربای بانکی 25 درصد و 35 درصد و گاهی 100 در صد؟ حضرت رسول در جایی می فرمایند: «روزگاری برسد که یکی نماند مگر آنکه ربا خورد و اگر نخورد اثری و غباری از آن به وی برسد. نهج الفصاحه حدیث 2365» و در جایی دیگر «هرگاه زنا و رباخواری در قریه ای رواج یابد در هلاکت اهلش اذن داده می شود. مستدرک الوسائل» جامعه از این دارد هلاک می شود. گیر کار مردم ما رواج رباست و زنا (که این یکی در حال حاضر جامعه ما از همان ربای 100 درصد بانکی ناشی می شود) که اگر نبود این، جوان ما لنگ پول نبود تا ازدواج کند و از زنا دوری ورزد. هروقت بانک مرکزی را ویران کردیم و نجاستش را پاک کردیم و بر زمین خدا، دیوان مرکزی زکات درست کردیم، وقتی جای پیشنهاد یک وعده غذا خوردن، من نوعی بروم در حوزه از سنت و روایات و آیات، دیوان سالاری زکات بیرون بکشم، نیازی نیست کلاس ده جلسه تدبر در قرآن راه بیاندازم و عمل هم نکنم. آن وقت خود مردمی که مالشان از ربا عاریست، می فهمند چند وعده غذا بخورند و بر قرآن خدا تدبر کنند و به آن عمل کنند.

    گیر کار شما مسئولین، جشنواره و همایش و کارگاه تدبر در قرآن نیست، شما به عمل کردن به دانسته های خود سزاوارترید. بروید دیوان زکات درست کنید، بروید دیوان خمس درست کنید، بروید بانک ربانهاد را تعطیل کنید، اگر منافع آخرتتان را بر منافع دنیای خود و پسرانتان ترجیح می دهید. والعاقبه للمتقین.

(( فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوَالِكُمْ لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ )) پس اگر نمی کنید این کار را و دست از ربا نمی کشید اعلام کنید به جنگ با خدا و رسول خدا و اگر توبه کنید از ربا پس برای شماست مایه و اصل اموال شما نه سود آن که ربا است، ظلم نکنید و مظلوم هم نشوید. سوره بقره آیه 279.

 


برچسب ها: بانکداری ربوی، دیوان زکات، ربا، مسئولین فرهنگی کشور،
[ سه شنبه 5 اسفند 1393 ] [ 02:47 ب.ظ ] [ پدرام کاویان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دلها به یاد خدا آرام میگیرد. رعد آیه ۲۷


الهى اگر تقسیم شود، به من بیش از این که دادى نمیرسد، فلک الحمد
علامه حسن زاده آملی
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

استخاره آنلاین با قرآن کریم