تبلیغات
دغدغه های دو آشنا

دغدغه های دو آشنا
محبت را دوای درد می دانم... یاعلی مدد
قالب وبلاگ
چه روی سلام کردن آقاجان...
چه جای حرف زدن؟!
فقط دلم، این دل پر از همه چیز - غیر از شما - بهانه کرد که بنویسم!
چقدر خوبی شما که با هر بهانه در دسترسی مولا! بی بهانه در دسترسی! اصلا بهانه ندارم برای بد بودنم، خوب نبودنم، نبودنم. نیستم و میدان جاریست، خون، جاریست، کربلای غیبت، جاریست... و شما من را باز امشب با اسم صدا زدی - پدرام - آیا یاوری هست که یاری دهد مرا؟! و من بی آنکه سربلند کنم از خجلت ولی گستاخ می نویسم... بی معنی و از پیش فراموش شده.
لبیک من از پیش رنگ جازدن دارد. هنوز از گلو بیرون نیامده فرو می رود... و شما در میدانی... و روی سینه ات لشکری از شمر غم، خنجر کشیده است... فقط برایت گریه می کنم، همین! و تو چه نیاز به گریه کن داری...
به این دل چرکم می گویم: ای چرک! چگونه و با چه رویی آقایم را صدا کنم، که آقا بیا این شیعه ی خواب را شفاعت کن. تو در میدان مرا می طلبی و من شفاعت می خواهم، زندگی می خواهم، شادی می خواهم، راحتی می خواهم، رونق می خواهم... از تو... که مرا می طلبی...
دیگر حالم از کیبورد به هم می خورد که بنویسم می نویسم... از تو که مرا صدا می زنی و من می نویسم...
صلی الله علیک یا مظلوم
الذی صوته حزین...

برچسب ها: یا صاحب الزمان،
[ پنجشنبه 27 آذر 1393 ] [ 09:18 ب.ظ ] [ پدرام کاویان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دلها به یاد خدا آرام میگیرد. رعد آیه ۲۷


الهى اگر تقسیم شود، به من بیش از این که دادى نمیرسد، فلک الحمد
علامه حسن زاده آملی
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

استخاره آنلاین با قرآن کریم