تبلیغات
دغدغه های دو آشنا

دغدغه های دو آشنا
محبت را دوای درد می دانم... یاعلی مدد
قالب وبلاگ

غزل امام خامنه ای در وصف امام عصر (عج)


خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود                                                           ز دام خال سیاهش کسی رها نشود

 خدا کند که نیفتد کسی ز چشم نگار                                                      به نزد یار چو ما پست و بی بها نشود

 جواب ناله ی ما را نمی دهد "دلبر"                                               خدا کند که کسی تحبس الدعا نشود

 شنیده ام که از این حرف، یار خسته شده                   خدا کند که به اخراج ما رضا نشود...

 


برچسب ها: غزل حضرت آقا، تحبس الدعا، غزل زیبا،
[ یکشنبه 9 شهریور 1393 ] [ 06:11 ب.ظ ] [ عادل دلاوری خوب ] [ نظرات ]
اگر جای مرد دستفروش، یک مرد کت و شلواری بود که بوی عطر گرانقیمتش مشام را نوازش می داد، و ما به عنوان مامور، شاید این قدر حس انجام وظیفه نداشتیم تا بساط کار و بارش را جمع کنیم. مودبانه وظیفه را دور می زدیم و شاید شماره ای می گرفتیم تا روزی کسی را برای استخدام حواله کنیم. بعد عقب عقب دفتر کارش را ترک می کردیم. اما مرد دستفروش چیزی ندارد جز التماس! و یک مامور وظیفه شناس، از بد روزگار، در موضع قدرت قرار گرفته و باید ثابت کند با دستفروشی که پررویی کرده مماشات نمی کند و بساطش را جمع می کند همچنان که می داند دارد سفره را از جلوی زن و بچه او جمع می کند.
مرد خودسوزی می کند، اینبار کسی هم نمی گوید معتاد بود، روانی بود و ... می سوزد. اما قاضی زاده هاشمی مرد است، حتی اگر مثل من فکر نمی کند. نرفته که تسلی خاطر بازمانده ای باشد، رفته که بگوید، من پزشک یک جامعه بیمارم، اما درمانش را بلد نیستم، آمدم که بگویم جایی می لنگد، یک نفر با دستفروشی باید خرج خانواده اش را بدهد، و یک نفر با جمع آوری بساط دستفروش. یک نفر برای کت و شلوار پوشی که تا خرخره بلعیده و در سواحل مدیترانه نشخوار می کند دلش می سوزد، و یک نفر برای یک دستفروش که دنبال لقمه حلال است، دلش نمی سوزد. اما دستفروش می سوزد.
قاضی زاده هاشمی، خوشحالم که یک وزیر خانه یک فقیر رفت.

برچسب ها: دیدار قاضی زاد هاشمی با خانواده دستفروش اهوازی، خودسوزی دستفروش اهوازی،
[ دوشنبه 24 فروردین 1394 ] [ 06:26 ب.ظ ] [ پدرام کاویان ] [ نظرات ]

این دیدار در روز 5شنبه 1393.12.21 در بیت برگزار شد:

حضرت آقا در بخشی از سخنانشان با اشاره به چالشهای موجود میان ایران و آمریکا و برخی کشورهای اروپایی از جمله موضوع هسته ای، فرمودند: باید با پرهیز از سطحی نگری، چالشها و مشکلات موجود را ریشه یابی کرد و از این طریق به راه حل منطقی دست یافت.ایشان به عنوان یک مثال عینی، به صدمات ناشی از تحریم ها اشاره و خاطرنشان کردند: موشکافی دقیق، آشکار می کند که علت آسیبهایی که بخاطر تحریم متحمل شده ایم، وابستگی کشور به نفت و اقتصاد دولتی و عدم حضور مردم در متن اقتصاد است.

حضرت آقا فرمودند: آیا اگر اقتصاد کشور و زندگی ملت را به درآمد نفتی وابسته نمی کردیم و با پرهیز از ادامه اشتباه اوایل انقلاب مبنی بر دولتی شدن همه مسائل، مردم را حقیقتاً وارد فعالیتهای اقتصادی می کردیم دشمن می توانست با تحریم نفتی و تحریم دستگاههای دولتی، این آسیبها را وارد آورد؟ ایشان این سوال را مطرح نمودند که: اگر مسائل را اینگونه ریشه یابی و علاج کنیم، مشکلات حل می شود و نگاهمان به محبت دشمن نخواهد بود.

ایشان به بحث هسته ای هم اشاره نمودند: تیم هسته ای که رئیس جمهور محترم انتخاب کرده انصافاً خوب، امین، مورد قبول و دلسوزند و در حال کار و تلاشند اما با وجود این برادرانِ خوب، من نگرانم، چون طرف مقابل حیله گر و اهل خدعه و نیرنگ است و از پشت خنجر می زند.
ایشان با اشاره به یک اشتباه رایج مبنی بر اینکه اشخاص قدرتمند، نیازی به حیله گری ندارند افزودند: برخی فکر می کنند امریکا با این قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی، احتیاجی به نیرنگ و موذیگری ندارد اما برخلاف این تصور، امریکایی ها به حیله و فریب نیاز فراوانی دارند و الان هم همینگونه عمل می کنند و این واقعیت، ما را نگران می کند.

هشدار ایشان در مورد آمریکا: امریکایی ها همیشه در آستانه زمان تعیین شده برای پایان مذاکرات، لحن خود را سخت تر، تندتر و خشن تر می کنند تا اهداف خود را محقق کنند که باید مراقب این حیله بود.حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به سخنان سخیف و مشمئز کننده امریکایی ها در هفته ها و روزهای اخیر افزودند: یک دلقک صهیونیست در آنجا سخنانی گفت، مقامات امریکایی هم برای اینکه خود را کنار بکشند مطالبی گفتند اما در همان مطالب، ایران را به حمایت از تروریسم متهم کردند که واقعاً حرف خنده آوری است. امریکایی ها و هم پیمانانشان در منطقه، خبیث ترین و جرارترین تروریستها یعنی «داعش» و امثال آن را ایجاد کردند و همچنان آنها را حمایت می کنند آن وقت اینگونه کارها را متوجه ملت ایران و نظام اسلامی می سازند!

همچنین ابراز داشتند: واشنگتن از دولتی که رسماً به اقدامات تروریستی معترف است به زشت ترین شکل ممکن حمایت می کند و در عین حال جمهوری اسلامی را متهم می سازد.
در مورد نامه احمقانه سناتورهای آمریکایی فرمودند: همه کشورهای جهان طبق مقررات پذیرفته شده بین المللی، پس از تغییر دولتهایشان نیز به تعهدات خود پایبندند اما سناتورهای امریکایی رسماً اعلام می کنند اگر این دولت برود تعهدات او کأن لم یکن تلقی می شود، آیا این نهایت فروپاشی اخلاق سیاسی و متلاشی شدن درونی نظام امریکا نیست؟

حضرت آقا خاطرنشان کردند: مقامات جمهوری اسلامی کار خود را بلدند و می دانند اگر هم به توافقی برسیم چگونه عمل کنیم که دولت امریکا بعدها نتواند زیر آن بزند. رهبر انقلاب همچنین با بزرگداشت یاد مرحوم آیت الله مهدوی کنی او را عالمی عامل و دارای مجاهداتی تأثیرگذار خواندند و غفران و رحمت الهی را برای آن عالم فقید مسئلت کردند.


برچسب ها: نظر رهبری در مورد مذاکرات هسته ای، دیدار رهبری با اعضای مجلس خبرگان، نظر رهبری در مورد آمریکا، نظر رهبری در مورد مذاکره کنندگان هسته ای، نظر رهبری در مورد تیم مذاکره هسته ای،
[ پنجشنبه 21 اسفند 1393 ] [ 02:14 ب.ظ ] [ پدرام کاویان ] [ نظرات ]
محیط زندگی مردم چند صاحب دارد. هر کدام هم که می بینیم چه می کنند!!! بالاخره صدای آقا شاید زنگ بعضی گوش های مسدود را بنوازد و مسئولین از این قیلوله بد موقع طولانی بیدار شوند. البته زحمات و تبلیغات فردی مثل معاونت یا نمی دانم مسئول آموزش سازمان محیط زیست خوب است هرچند صدایش به جایی نمیرسد! اما نکات آموزنده ای برای عموم دارد. این هم معضلی است که بعضی مسئولین توانایی سخن گفتن با مردم را ندارند. یعنی فن آن را ندارند. و وقتی که مصاحبه شان پخش می شود، آدم عاقل کانال را عوض می کند. اما ایشان خوب حرف می زند. اسمش یادم نیست!
اما صحبت های آقا حجت را تمام کرد. وظیفه مجلس مشخص شد: پالایش و بازنگری قوانین برای جرم انگاری تخریب محیط زیست، قوه قضائیه: باید در قانون، اینگونه اقدامات جرم تلقی شوند و افراد سوءاستفاده کننده بی هیچ اغماضی مورد تعقیب قضایی قرار گیرند. ارگان های حکومتی و انجمن های عمومی و مردمی: دستگاههای مسئول باید قاطعانه با تعدی به جنگل ها به هر بهانه ای اعم از هتل سازی و جذب گردشگر و ساخت حوزه علمیه و برخی توجیهاتِ به ظاهر قابل قبول ، مقابله کنند. سازمان حفاظت محیط زیست:  بیشتر از تبلیغات، باید کار و تلاش جدی و پیگیری مستمر انجام داد. البته تبلیغات هم جای خود را دارد و منظور بر این است که فقط تبلیغات نکرد. چه خوب بود یک برنامه ریز مسئول این سازمان بود. چرا که فقط برنامه ریز می فهمد تخریب محیط زیست چه تاثیری بر رشد و توسعه اقتصادی دارد. الآن هستند بعضی مسئولینی که تعریفشان از محیط زیست تعدادی رودخانه و درخت و چند تا بلبل است و حفظ همین ها را ملاک کار می دانند. در حالی که محیط زیست یعنی خانه من و ما! و این شامل اسکله های واردات می شود تا کویرها و دریا و تنوع جانوری و جنگل و آب. همین دو مورد آخر اگر اندکی دچار چالش شوند سرنوشت یک دهه بعد یک کشور قطعا نابودی است. و این اغراق نیست. همین درختان انگشت شمار تهران اگر نباشند همان مقدار کم اکسیژن که از لای دود اگزوز خودروهای تک سرنشین تهرانی های با فرهنگ (خخخخ) هم جان سالم به در نمی برد و وقتی پایتخت با آلودگی بی بازگشت (حدی که دیگر طبیعت قادر به حفظ تعادل زیستی نیست و به اصطلاح کم می آورد) رسید، یعنی چند مدت تعطیلی پایتخت، بحران سلامتی(بدن عقلا تا یک حدی در برابر گوگرد مقاومت دارد) و بعد فلج شدن کل اقتصاد علیل کشور و بعد... البته به شوخی می ماند اما با نگاه مسئولین نگاه نکنیم. کم کم همه ذخایر زیستی کشور از بین می رود. مثلا با خشکی دریاچه بختگان، فشار بخار روی بزرگترین انجیرستان جهان کم شد و به راحتی رطوبت خاص اقلیمی پایدار روی برگ درختان کم شدند و انجیرستان ها خشک شدند و باغدار بی پول به سمت کلانشهر سرازیر می شود (مسئولین او را به سمت شهر هل می دهند) و مشکلات سکونتگاههای غیر رسمی (قوز اول)، کمبود امکانات و خدمات (قوز دوم)، سرخوردگی اجتماعی(قوز سوم)، نا امنی(قوز چهارم)، اختلاف طبقاتی(قوز پنجم)، بیکاری(قوز ششم)، نارضایتی مدنی(قوز هفتم) و مسئولینی که در حفظ بختگان از قوه تفکر بهره نبردند مسئول اول و آخرند اما این مهم نیست. این یعنی کاهش شدید رشد اقتصادی. با تعمیم دادن این نوع محاسبات می فهمیم محیط زیست چند تا گنجشک نیست که یک آدم از رده خارج بخواهد آن را اداره کند.
دست در دست هم دهیم به مهر، میهن خویش را کنیم آباد

برچسب ها: سخنان مقام معظم رهبری در مورد محیط زیست، محیط زیست، توسعه پایدار،
[ یکشنبه 17 اسفند 1393 ] [ 10:05 ب.ظ ] [ پدرام کاویان ] [ نظرات ]

حال و روز عجیبی است، روزهای این روزهای دنیایمان. جنگ هفتاد و دو ملت است و ره حقیقت. و کیست که راه حق می رود؟ و ما چه دانیم که حق چیست؟ یا کیست؟
هر از گاهی بانگی بلند است که: انا الحق! بعد با این کلام نعوذ باالله خدا می شود و زودتر هم، صحرای محشری بر پا می کند و خوب و بد را از هم سوا می کند...
و در این صحرای بی سر و ته، ما بندگان، به قضاوت می نشینیم. آهااای مطرب، تو به جهنم برو. آهای ولنگار، تو به جهنم برو، و در نهایت، این خدای خودخوانده می ماند و بهشتی خاموش، که حتی آدم و حوا هم ندارد!
اصلا ولش کن هنرمند:
همیشه نمی شود نواخت، گاهی هم باید زخمه خورد، نت ها را!
همیشه نمی شود زد، گاهی هم باید خورد، حرف ها را...
از نگاه رهبر من، موسیقی تو حلال تر از هنر است...

برچسب ها: لغو کنسرت موسیقی، علیرضا قربانی،
[ شنبه 9 اسفند 1393 ] [ 03:47 ب.ظ ] [ پدرام کاویان ] [ نظرات ]

      

وقتی بنر 2 در 3 این عبارت را در دانشکده دیدم، آنچنان هم حیرت نکردم. این روزها فقط چیزهای شگرف می بینم. که کلا دنیای شگرفی داریم و کشوری شگرف تر. آموزش تدبر در قرآن کریم، در ده جلسه! دانشگاه طولانی مدتیست کنار برادر ناتنی اش - حوزه - خواب رفته! در معنای تدبر آمده: به اندیشه از پی کاری شدن. اندیشه کردن و حقیقت چیزی را یافتن. یا در عاقبت کاری نگریستن. افلا یتدبرون القرآن و لو کان من عند غیراﷲ لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً. نسا 82.

    چطور می شود به کسی اندیشیدن را یاد داد؟ مگر اندیشیدن هم آموختنی است؟ اندیشه را کسی یاد می دهد که قطعا خود نداند که اندیشه چیست؟! توهم وقتی بر مجموعه و گروهی غالب شود، که خود ناشی از جدا ماندن از جامعه است، هر حرفی و هر طرحی از مخیله شان بیرون خواهد جهید. کسانی که جامعه را نمی فهمند (چون در آن نیستند) و یا در دفاترشان و کتابهایشان با جامعه آشنا می شوند، یک روز پیشنهاد می کنند مردم یک وعده غذا بخورند و یک روز آموزش تدبر در قرآن کریم! آن هم در ده جلسه! می دهند. بیماری مهلکی است که زمامداران فرهنگ یک جامعه ای، در جامعه نباشند. کاری به دعوای کلگونه (کل = بز کوهی نر) جناح کج و چپ ندارم، بحثم این است که فرهنگ، که زمامش معلوم نیست دست کیست - حوزه - وزارت - سدا و صیما - یک ارگان همه کاره - یا هرجای دیگری، زمانی پویا و استوار خواهد بود که چیزی جدای از جامعه نباشد. اگر از سرداران و سران فرهنگ بپرسیم که از چه به این اندیشه افتادید؟ خواهند گفت: «وضع جامعه خراب است آقااااااااااااا، روسری بر سر دختران نیست و زنا می شود و ازدواج سفید می کنند و سیاه می کنند و قرمز می کنند و ... جامعه دارد هلاک می شود.» جامعه ای که در سطوح پیش دبستانی با قرآن آشنا می شود و الآن دانشگاهش آموزش تدبر در قرآن در ده جلسه برگزار می کند، الآن نمی فهمد کلا قرآن چیست؟!!! تا بخواهد در آن  تدبر هم بکند. فعلا باید مسئولین فرهنگی اول دوره ده جلسه ای «آشنایی با قرآن کریم = فرستاده شده از جانب خدای سبحان به بنده اشرف و معصومش محمد(ص)»، بگذرانند و بعد ... برای دیگران (مردم) کلاس قرآن برگزار کنند، آن هم تدبر.

    چرا این حرف را می زنم؟ چون گیر کار جای دیگریست. گیر کار تدبر نکردن مردمان در قرآن نیست، گیر کار عمل نکردن مسئولین به قرآن است.  الَّذینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلاَّ کَما یَقُومُ الَّذی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهی‏ فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَی اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ - بقره - 275. آن کسانی که ربا خورند (از قبر در قیامت) برنخیزند جز به مانند آن که به وسوسه شیطان گمراه و دیوانه شده. و آنان بدین سبب در این عمل زشت افتند که گویند فرقی بین تجارت و ربا نیست؛ حال آنکه خدا تجارت را حلال و ربا را حرام کرده. پس هر کس که اندرز (کتاب) خدا بدو رسد و از این عمل دست کشد خدا از گذشته او در گذرد و عاقبت کارش با خدا باشد، و کسانی که دست نکشند اهل جهنّمند و در آن جاوید معذّب خواهند بود.

    چطور می شود ربا و تدبر در قرآن را با هم جمع کرد؟ چطور می شود آیات الهی را به سخره گرفت؟ آیا ما به قبر نرفته دیوانه و گمراه نیستیم؟ تا کی می خواهیم دولا دولا خر سواری کنیم؟ آن هم سواری بر خر شیطان. با ربای بانکی 25 درصد و 35 درصد و گاهی 100 در صد؟ حضرت رسول در جایی می فرمایند: «روزگاری برسد که یکی نماند مگر آنکه ربا خورد و اگر نخورد اثری و غباری از آن به وی برسد. نهج الفصاحه حدیث 2365» و در جایی دیگر «هرگاه زنا و رباخواری در قریه ای رواج یابد در هلاکت اهلش اذن داده می شود. مستدرک الوسائل» جامعه از این دارد هلاک می شود. گیر کار مردم ما رواج رباست و زنا (که این یکی در حال حاضر جامعه ما از همان ربای 100 درصد بانکی ناشی می شود) که اگر نبود این، جوان ما لنگ پول نبود تا ازدواج کند و از زنا دوری ورزد. هروقت بانک مرکزی را ویران کردیم و نجاستش را پاک کردیم و بر زمین خدا، دیوان مرکزی زکات درست کردیم، وقتی جای پیشنهاد یک وعده غذا خوردن، من نوعی بروم در حوزه از سنت و روایات و آیات، دیوان سالاری زکات بیرون بکشم، نیازی نیست کلاس ده جلسه تدبر در قرآن راه بیاندازم و عمل هم نکنم. آن وقت خود مردمی که مالشان از ربا عاریست، می فهمند چند وعده غذا بخورند و بر قرآن خدا تدبر کنند و به آن عمل کنند.

    گیر کار شما مسئولین، جشنواره و همایش و کارگاه تدبر در قرآن نیست، شما به عمل کردن به دانسته های خود سزاوارترید. بروید دیوان زکات درست کنید، بروید دیوان خمس درست کنید، بروید بانک ربانهاد را تعطیل کنید، اگر منافع آخرتتان را بر منافع دنیای خود و پسرانتان ترجیح می دهید. والعاقبه للمتقین.

(( فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوَالِكُمْ لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ )) پس اگر نمی کنید این کار را و دست از ربا نمی کشید اعلام کنید به جنگ با خدا و رسول خدا و اگر توبه کنید از ربا پس برای شماست مایه و اصل اموال شما نه سود آن که ربا است، ظلم نکنید و مظلوم هم نشوید. سوره بقره آیه 279.

 


برچسب ها: بانکداری ربوی، دیوان زکات، ربا، مسئولین فرهنگی کشور،
[ سه شنبه 5 اسفند 1393 ] [ 01:47 ب.ظ ] [ پدرام کاویان ] [ نظرات ]
می سوزد و می سوزم
می سوزد:
نسلی که تنها گناهش آفریده شدن بوده،
می سوزم:
برای لحظاتی که فکاهی وار می سوزند
می سوزد:
آرزوها، امیدها و فرداهای کودکی نسل من
می سوزم که می بینم زود بزرگ شدم!
نسل من، من، او، تو، ما، هیچکداممان خلبان و دکتر و مهندس و پلیس و ... نشدیم.
اگر شدیم هم، نشدیم.
نسل من، فاصله دارد از بزرگانش، از ریش سفیدانش، از آرزوهایش و از هرچه بگویی...
نسل بی گناه من،
پنبه ای بود که هنوز از گیاه ناچیده، لحافدوز زده آن را، پرپرش کرده
هر کسانمان از هم فاصله داریم، در جو، معلق
و همدیگر را می بینیم و به هم حسرت می خوریم
حسرت پول و ماشین و موقعیت و دانشگاه و بیخیالی و شغل و جای همدیگر را
نسل من، ازدواج سپید و بخت سیاه و دوستی و فیسبوک و انتقاد و سرزنش و فحش
مثل یک کوه آجر رنگارنگ که فقط روی هم تل انبار شده
بی آنکه با آن چیزی ساخته باشند
نسل من، نه سوخته، نه اشتباهی است و نه قرار است صید صیادی شود و نه برای جنگ تولید شده و نه نیازی به فرهنگسازی دارد
روی نسل من اسم نگذارید
بگذارید خودش باشد
نسل جوانی که برایش هیچ میراثی نیست، جز خودش.
خودش، خودش، خودش می فهمد کدام طرفی برود... و چه بسازد و با که نسازد.
نسل من، یک ضرورت موعود است. وعده داده شده.
یا علی.

برچسب ها: نسل سوخته،
[ جمعه 24 بهمن 1393 ] [ 06:56 ب.ظ ] [ پدرام کاویان ] [ نظرات ]
کم و بیش شاهدیم در هر نقطه و مکانی گروهی و دسته ای با پلاکاردهای همشکل و چهره های خاص و متمایز جلوی یک درب (درب کجاست، مهم نیست) تجمع می کنند و شعار می دهند. این روزها که همه از دیپلماسی لبخند ظریف می نالند، من که خودم منتقد روند مذاکرات هستم لازم دیدم این بار از مذاکره کنندگان که بعضا مظلوم واقع می شوند دفاع کنم. 

در کل در تاریخ مذاکرات هسته ای ما شاهد سه دوره به خصوص بوده ایم.
1) دوره اصلاحات
2) دوره غیر اصلاحات
3) دوره حال

عموما کسانی که با شیوه مذکور از دستگاه دیپلماسی انتقاد می کنند طرفداران دوره دوم مذاکرات هستند. اگر یادتان باشد دوره دوم خود شاهد دو دوره مجزا بود، دوره کوتاه اولیه (که علی لاریجانی سکان دار مذاکرات بود) و بعضا کم فروغ هم نبود و دوره بلند مدت ثانویه! حالا اگر به صحبت و بحث نداشته منتقدان چنینی مذاکرات(تظاهرات خودجوش) برویم شاهد خواهیم بود آن ها برگشت به این حالت مذاکرات بلند مدت ثانویه (که برخی رسانه ها در آن برهه از نتایج آن با نام پیروزی یاد می کردند = عدم توافق) را خواستارند. که البته در آن برهه کسی نمی توانست و نمی خواست تظاهرات خودجوشی صورت پذیرد و نمی کرد چنین!

کلاهمان را قاضی کنیم. مذاکره فرسایشی بدون توافق دیروز، رجحانی به تمدیدهای امروز ندارد. تحریم های دیروز که همزمان بود با به اصطلاح پیروزی های گروه مذاکره کننده آن روز، فشار حداکثری امروز را نتیجه داده. کسانی از دیپلماسی لبخند ظریف انتقاد می کنند و شاید بهتر است بگویم یقه می درند که به انتقادهایی که به خودشان می شد یا پاسخ نمی گفتند و یا منتقد را با آماجی چون «صدای رسانه های بیگانه، وطن فروش، ضد ارزشی، خائن و قس علی هذا» مورد حمله قرار می دادند و در این راه سخنرانی ها می کردند. در ثانی تحریم های منتج از مذاکرات غیراصولی و احساساتی دیروز هم بر قدرت مانور مذاکرات حال بی تاثیر نیست. کشوری که بخشی از صنعت ملی اش بنا به سوء مدیریت دیروز خفت، کم تر می تواند از تحریم های جدید نهراسد و مذاکره کننده اش حق دارد لبخند بزند و صبر کند و چاره یابی کند. حال مسببان تحریم های دیروز یقه دیپلماسی لبخند را گرفته اند که چه شد تحریم هایی را که ما راه انداختیم را از سر راه برنداشتی! کسانی که به جلو افتادن از "ولی" مشهورند و همیشه این جلو افتادن هایشان کم هزینه هم نیست و البته زیانش برای همه است. همه مردم مسلمان ایران. به خصوص شادباشیدهای نابجایشان.

خود را بری از خطا دیدن و دیگران را بی دین شمردن، چیزی جز بدنامی خود و انزوای ناخواسته را در پیش ندارد. چنین حرکات ناآگاهانه و از سر جهل، که نوعی بیش فعالی است، این بیانیه دادن ها و این تجمعات خودجوش! شما را به جایی می برد که از آن فراری هستید. جای دارد وظیفه تاریخی خود را بدانید و جای چوب لای چرخ گذاردن برای ملت، اگر حامی مذاکرات نیستید، منتقد باشید، اما منصفانه و خیرخواهانه. صلوات.

این هم هدیه من به دیپلماسی لبخند ظریف برای دلجویی از آن ها در برابر انتقادات جهت دار:

یک تذکّر مهم و لازمی را بدهم: هیچ‌کس نباید این مجموعه‌ی مذاکره‌کنندگان ما را با مجموعه‌ی شامل آمریکا - همان شش دولت، به‌اصطلاح پنج بعلاوه‌ی یک - سازش‌کار بداند؛ این غلط است؛ اینها مأموران دولت جمهوری اسلامی ایران هستند، اینها بچّه‌های خودمان هستند، بچّه‌های انقلابند؛ یک مأموریّتی را دارند انجام میدهند. کار سختی هم هست [که‌] بر عهده‌ی اینها است؛ دارند با تلاش فراوان آن کاری را که بر عهده‌ی آنها است انجام میدهند. بنابراین نباید مأموری را که مشغول یک کاری است و مسئول یک فرایندی است مورد تضعیف یا توهین یا بعضی از تعبیراتی که گاهی شنیده میشود - که اینها سازش‌کارند، و مانند اینها - قرار داد؛ نه، این حرفها نیست. این را هم توجّه داشته باشید، این مذاکره‌ای که امروز دارد انجام میگیرد با شش کشور - که آمریکا هم جزو این شش کشور است - فقط در مورد مسائل هسته‌ای است و لاغیر. بنده هم اوّلِ امسال در مشهد مقدّس در سخنرانی گفتم [که‌] مذاکره در موضوعات خاص اشکالی ندارد؛ منتها گفتم من اعتماد ندارم، خوشبین نیستم به مذاکره، لکن میخواهند مذاکره کنند، بکنند؛ ما هم به اذن‌الله ضرری نمی کنیم.

حضرت آقا - 92/8/12




برچسب ها: تظاهرات خودجوش، مذاکرت هسته ای، مخالفان مذاکرات هسته ای،
[ یکشنبه 19 بهمن 1393 ] [ 10:06 ق.ظ ] [ پدرام کاویان ] [ نظرات ]
سی و شش سال گذشت و برخی بازنشسته اید و برخی هنوز برای خدمت به جوانان و مردم انرژی دارید. برخی بعد از جنگ به کار پیوستید. برخی همت و باکری و صیاد و فلاحی و بابایی را دیده اید، و بهشتی را و مطهری را و ... امام را... من یک جوان نسل سومی ام. بی اغراق بی اغراق با شما پربیگانه ام. اما شما خود با هم بیگانه نیستید. علی رغم اینکه بیگانه می نمایید. از شما چند سوال دارم. نترسید!!! سوال اینقدرها هم ترس ندارد. بعضی هایتان از سوال بیش از جواب می ترسید. اما سوال دنیا به از جواب آخرت...

همه تان آقا را می شناسید. اگر چشم دارید و چشمداشت ندارید. وضع زندگی و مدیریتش را هم می دانید. من حالا سوالم را بپرسم. از شما مسئولین. چه آنهایی که ادعای ولایتمداریشان گوش فلک را دریده و چه آن ها که بعضی وقت ها ولایت را در حد یک میدان برای دور زدن می دانند...

در این سی و شش سال چه کردید؟
بینی و بین الله ژست مدیریت را کنار بگذارید و گزارشات مالوف را بیاندازید برود. نمی خواهد الآن را با سی و شش سال قبل که من و خیلی های دیگر نبودند مقایسه کنید و بگویید سی و شش سال پبش راه آسفالت نبود و الآن هست. سی و شش سال پیش جوان ها هم آسفالت نبودند.
سوال این نیست که چه پروژه هایی انجام دادید! سوال این است در این سی و شش سال برای خدا، برای حق، برای میهن، برای من! چه یادگاری کاشتید؟ نظام آموزشی را چه کردید؟ مهم نیست قبل انقلاب چطور بود! الآن با آن چه کردید؟ اقتصاد را چه کردید؟ بانک را؟ سود بانکی را؟ قیمت برابری ریال را؟ قیمت کتاب را؟ قیمت نان را؟ چه کردید؟

به مادران شهدا چه جوابی می دهید؟
آمریکا نگذاشت؟ شهدا که جلوی همان آمریکا جان عزیزشان را ارزانی کردند! شما چطور؟ تا پای جان برای میهن کار کردید؟ سینمای حال ما بهتر است یا فیلم فارسی ها؟ حجاب سی و شش سال قبل نهادینه بود یا الآن؟

چقدر حقوق می گیرید؟
اندازه مزدتان کار کردید؟ با خودرو و خانه مردمی چه کردید؟ چه می کنید؟ آیا اندازه اجاره خانه سازمانی شما، جوان اکنون میهن پول دارد که خانه دار شود؟ در طول ساعات کاری چقدر به این فکر می کنید با این حجم پول اخر ماه چه کنید؟ چند بار وسط جلسه حواستان پرت انبوه حقوق ها می شود؟

در تصمیم گیری ها چقدر مطالعه داشتید؟
می دانستید بعضی تصمیم هایتان سرنوشت عده ای از مردم را دگرگون می کند؟ چقدر با اهل فن مشاوره کردید؟ اصلا چندجا از پست هایتان واقعا تخصص (نه سواد) داشتید؟ چرا بعضی از پست ها را قبول کردید که در آن تخصص نداشتید؟ مگر امام علی علیه السلام در این باره می گوید: ... مسلمان نیست ... 

چند بار پارتی شدید؟
حرام است. همین. حرام! یعنی خدا نهی کرده. خدا ... اگر می ش...

چند جوان متخصص و متعهد را رد کردید؟
چقدر جوان را راهی غرب کردید؟ همان هایی که حاضر بودند با اقل امکانات فقط ... کار .... کنند برای میهنشان. چند تا بلیت با دست خودتان خریدید برای جوان ها (مغزها)؟

در دادن پست به زیردستهایتان چه مهم بود؟
رابطه؟ سفارش؟ مطیع بودن؟ می دانید که حتما هم می دانید، برخی مسئولین جزء، فرق هر را از بر نمی فهمند؟ می دانید با ضعف مدیریت برخی ها چه سرمایه های عظیمی تلف می شود؟

سوال زیاد است و مرا هم حوصله ای نیست. اما جواب را هم ... 
 



برچسب ها: 22 بهمن، مسئولان، سی و ششمین سالگرد انقلاب اسلامی، سوال از مسئولین،
[ دوشنبه 13 بهمن 1393 ] [ 01:42 ب.ظ ] [ پدرام کاویان ] [ نظرات ]

سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند        همدم گل نمی شود، یاد سمن نمی کند؟

دی گله ای ز طره اش کردم و از سر فسوس   گفت که این سیاه کج، گوش به من نمی کند

تا دل هرزه گرد من، رفت به چین زلف او       زان سفر دراز خود، عزم وطن نمی کند

پیش کمان ابرویش، ناله همی کنم ولی          گوش کشیده است از آن، گوش به من نمی کند

با همه عطف دامنت، آیدم از صبا عجب          کز گذر تو خاک را، مشک ختن نمی کند؟!

چون ز نسیم می شود، زلف بنفشه پرشکن      وه که دلم چه یاد از آن، عهدشکن نمی کند

دل به امید روی او، همدم جان نمی شود        جان به هوای کوی او، خدمت تن نمی کند

ساقی سیم ساق من گر همه درد می دهد       کیست که تن چو جام می، جمله دهن نمی کند؟

دست خوش جفا مکن، آب رخم که فیض ابر    بی مدد سرشک من، در عدن نمی کند

کشته غمزه تو شد حافظ ناشنیده پند            تیغ سزاست هرکه را، درد سخن نمی کند


برچسب ها: شعر زیبای حافظ، شعر حافظ برای امام عصر(ع)، شعر هفته،
[ جمعه 10 بهمن 1393 ] [ 11:40 ق.ظ ] [ پدرام کاویان ] [ نظرات ]
سازمان امنیت فرانسه یک کشتار مسخره در یک نشریه مسخره راه می اندازد تا 40 سر از سران کشورها در یک تظاهرات تشریفاتی مسخره جمع شوند و محمود عباس و نتانیاهو هم به صورتی مسخره تر در آن جا باشند. بعد همگی کشتار روزانه مردمان را در پاکستان و میانمار و عراق و بحرین و سوریه و یمن و عربستان و افغانستان و ... که به صورتی اتفاقی همگی مسلمانانند به فراموشی سپارند و هلاکت ساختگی و دروغ زنانه چند کاریکاتوریست مسخره را ارج نهند. عجب دنیای کثیف و مسخره ای که مجوز صادر می کند پیام آور راستین وحی برای همه انسان ها مسخره شود، خدا مسخره شود تا صهیونیسم کنده آتش جهنم فرصت یابد که فرزند عماد مغنیه را هم نزد پدر فرستد.
و این مسخرگی کثیف هوای دنیا را سنگین می کند.

[ دوشنبه 29 دی 1393 ] [ 09:57 ق.ظ ] [ پدرام کاویان ] [ نظرات ]

حسن روحانی: یكی از اصول قانون اساسی كه از روز اول تاكنون اجرا نشده و به عنوان مسئول اجرای قانون اساسی خیلی تمایل دارم تا شرایطی فراهم شود تا یك بار هم شده، آن اصل عملی شود و این است که یک مساله مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در قالب ماده قانونی یا برنامه به آرای عمومی مردم و همه پرسی گذاشته شود و تمایل دارم برای یك بار هم شده برای اجرای مسئله بسیار مهمی كه برای همه اهمیت دارد، از مردم سوال شود.

حسین شریعتمداری: این اظهار نظر رئیس جمهور محترم در حالی است که مراجعه به رفراندم در دو جای قانون اساسی آمده است که دو نوع متفاوت با یکدیگر است... نوع اول، رفراندم تقنینی است که موضوع اصل 59 قانون اساسی است. این نوع از رفراندم اِعمال قوه مقننه است و از طریق مجلس صورت می‌پذیرد. با این توضیح که اصل 59 تصریح می‌کند در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی اجتماعی و فرهنگی می‌توان اِعمال قوه مقننه را از راه همه پرسی و مراجعه مستقیم به آرای مردم انجام داد و همین اصل تاکید دارد درخواست مراجعه به آرای عمومی (رفراندم تقنینی) باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس شورای اسلامی برسد. بنابراین بر خلاف آنچه رئیس جمهور محترم اعلام کرده‌اند، با این نوع از رفراندم نمی‌توان مجلس را دور زد. 
مدیرمسئول کیهان درباره نوع دوم رفراندم در قانون اساسی گفت:‌ اما نوع دیگر رفراندم یعنی رفراندم اساسی در اصل 177 آمده و موضوع آن، فقط تجدید نظر یا بازنگری در قانون اساسی است. این رفراندوم است که منوط به فرمان رهبری است و اجرای آن از مجلس نمی‌گذرد.

روزنامه های پوزه در یک آخور (زنجیره ای):

- آخ جون مسائل مهم را به رفراندوم می گذارند (گلشیفته برمی گرده!)

- رفراندوم برای تغییر (ربع پهلوی شاهنشاه آریامهر وارد تهران شد)

- ضرورت همه پرسی در مسائل اهم (همجنس بازی را آزاد می کنیم)

- همه پرسی آرزوی روحانی (مذاکرات تمدیدتر می شود)

- زیباکلام (صادقشون): چرا رئیس جمهور از همه پرسی گفت؟ (آه! آری آیا چرا گفت چنین؟!)

- همه پرسی برای مهم ترین مسائل کشور (استقلالی هستید یا پرسپولیسی؟)

- رفراندوم، پیشنهاد رئیس جمهور برای حل مسائل مهم کشور (شیب ها ملایم تر می شوند)

در همایش اقتصاد که دولت قرار بود صد روزه مسائلش را حل کند (و کرد) رئیس جمهور طوری موضع گرفت که انگار خواجه شیراز رئیس جمهور است و جناب روحانی اپوزوسیون!

«بیایید یك دهه هم امتحان كرده و از سیاست داخلی و خارجی به اقتصاد یارانه بدهیم تا ببینیم، وضعیت زندگی، معیشت و اشتغال جوانان چگونه خواهد شد.» آقای خواجه شیراز گرفتی مطلب رو؟ آقای روحانی افاضه نمودند! شما هم رئیس اجرائیات کشوری. زود اجرا کن.

انگار قرار است تاج گل هایی که سیاست خارجی برای جوانان به ارمغان آورده (اشتغال و نظام آموزشی کارآمد و ازدواج و ...) به اقتصاد هم لطف نموده و تاج گلی هم به کله تاس اقتصاد بزند. اینجاست که باید گفت: سوپرمن سیاست خارجی، ظریف قهرمان وارد می شود. اقتصاد هم تمدید می شود!

در همایش اولین کنفرانس اقتصاد ایران، بزرگان و صاحب نظران بزرگ اقتصاد ایران (خخخخخخ) دور هم جمع شدند و از کارهایی که در این سی و اندی سال خود کرده اند انتقاد کردند! ببخشید! از کارهایی که عمه من در اقتصاد کرده بود انتقاد کردند.

و بزرگان اقتصاد: در این کنفرانس بزرگ که بزرگان بزرگ اقتصاد بزرگ ایران بزرگ می شدند آمد: دولت قبلی فساد کرد، همه چیز را داغون کرد، نهادهایی که ما به آن ها کار واگذار می کنیم چرا کار را قبول می کنند؟ اصلا احمدی نژاد ... بود. ما خوبیم. ما خیلی با سوادیم. ما اصلا خیلی خیلی عالی هستیم. ما شفتالو هستیم. ما آلبالو هستیم. ما بزرگان اقتصاد هستیم. غلط کردند کسانی که اقتصاد را در این سی و اندی سال به ... کشیدیم. چه کسی تورم ایجاد کردیم؟ چرا عده ای با کمبود منابع مالی جلوی کسب و کار را گرفته ایم؟

من: ؟؟؟؟ !!!!!! ‍‍‍‍{{{{{{ \\\\ رفراندوم؟ اقتصاد؟ بزرگان؟ شیب؟ ظریف؟ ملایم؟ بی سواد؟ حسن؟ 




برچسب ها: رفراندوم، خواست رئیس جمهور، کنفرانس اقتصاد ایران، پاسخ شریعتمداری به روحانی، شیب؟،
[ دوشنبه 15 دی 1393 ] [ 06:43 ب.ظ ] [ پدرام کاویان ] [ نظرات ]

چــه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد    چه نکـوتــر آنکه مــرغـی ز قـفـس پـریده باشد

پـــر و بال ما بریـدنـد و در قـفـس گــشودند        چه رها، چه بستـه مــرغـی، کــه پرش بریده باشد

                                                                                                                                          صادق سرمد


برچسب ها: شعر زیبا، دو بیت هفته، صادق سرمد، شعر زیبای صادق سرمد،
[ شنبه 6 دی 1393 ] [ 07:21 ب.ظ ] [ پدرام کاویان ] [ نظرات ]
شال عزا بپوشیم. پیراهن مشکی تن کنیم. بدبخت شدیم. نفت ارزان شد. بودجه نداریم. کسری داریم. حسن آقا به دادمون برس... حقوق کارمندان چه می شود؟ دولت به پیمانکاران بدهکار شد. حقوق کارگران چطور می شود؟ بانک مرکزی جان! تندتر بدو! دلار خیلی ازت جلو زد. اقتصاد فشل شل و ول! تو را که نخبگان اداره می کردند! تو دیگر چرا متورم شدی؟ ای آمارها و ارقام ها! به دادمان برسید...
بخش خصوصی سفر تجاری دوبی خوب بود؟ قرارداد واردات کالای بنجل چینی را محکم بستی؟ آقای قاچاقچی! گوشی و لپ تاپ خوب بیار... ای وزرای نفت اوپک! چرا مارا یاری نکردید؟ چند سال است سیاست های کلی اصل 44 ابلاغ شد؟ نخبگان (بزنم به تخته) فرنگ درس خوانده چه گلی به سر مردم زدند؟ خصوصی سازی چه شد؟ از دست دولت درآمد و به دست که رفت؟؟؟ تا کی می خواهیم به پوزه مشتی شیخ نشین جهول نگاه کنیم که تا کی از سواری دادن به خر شیطان دست بردارند؟! تا کی اقتصاد نفتی؟ تا کی اقتصاد غیرخصوصی؟ تا کی شترسواری دولا دولا؟ چه شد آن همه نخبه اقتصاد؟ کجا رفتند علامگان بازار و پول و اقتصاد؟؟؟
این طور می خواهیم نرخ رشد اقتصاد و جمعیت را بالا ببریم؟ چرا یک دولتی بعد از اتمام جنگ تحمیلی نیامد اقتصاد را از زیر چکمه نفت خام فروشی بیرون بکشد؟ تا کی ادعای رایگان؟ چرا یکبار یک مرد نمی آید در راس قویه مجریه و بگوید من می خواهم اقتصاد را خصوصی کنم. خصولتی نه! خصومتی هم نه! خصوصی خصوصی! حالا باز هم به عزا نشسته ایم که بودجه را با نفت 75 دلاری ببندیم یا 60 دلاری!
آن مردی که هرکدامتان در پیروی از ولایتش دم می زنید چند بار بگوید خام نفروشیم و باز وزیر نفت بگوید: ای دنیا به من عاجز بی نوا با خرید یک بشکه نفت کمک کنید! مثل همیشه هم یک عده کج فهم کجرو، مفهوم اقتصاد مقاومتی را به این تفسیر به رای کردند که بروند بنگاه داری اقتصادی بکنند. کلا ما از این کج فهم ها کم نداریم! بانکها هم بنگاه دار و خودروسازها بانک دار شدند! مگر رهبری بهترین ابلاغ ممکن را از اصل 44 ارائه نکردند؟ پس دولت و مجلس می خواهند کی عمل بکنند؟ رئیس جمهور قبلی که به قول خودش از خودش ولایتمدارتر نبود چه کرد؟ رئیس جمهور فعلی می خواهد چه کند؟ رئیس مجلس که خوب هم سخنرانی می کند چه می کند؟ اصل 44 اجرا شد تمام؟!
خواهش می کنم هرکس این متن را خواند فورا هم اصل 44 را بخواند هم ابلاغ سیاست های کلی رهبری در مورد اصل 44 را.

برچسب ها: نفت خام فروشی، اصل 44 قانون اساسی، اقتصاد دولتی، اقتصاد خصوصی، بودجه نفتی،
[ شنبه 6 دی 1393 ] [ 06:27 ب.ظ ] [ پدرام کاویان ] [ نظرات ]
 آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم              بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم
سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع      لاله ام كز داغ تنهایی به صحرا سوختم
                                                                                    رهی معیری

برچسب ها: شعر زیبا، دو بیت هفته، شعر زیبای رهی معیری،
[ جمعه 28 آذر 1393 ] [ 07:39 ب.ظ ] [ پدرام کاویان ] [ نظرات ]
چه روی سلام کردن آقاجان...
چه جای حرف زدن؟!
فقط دلم، این دل پر از همه چیز - غیر از شما - بهانه کرد که بنویسم!
چقدر خوبی شما که با هر بهانه در دسترسی مولا! بی بهانه در دسترسی! اصلا بهانه ندارم برای بد بودنم، خوب نبودنم، نبودنم. نیستم و میدان جاریست، خون، جاریست، کربلای غیبت، جاریست... و شما من را باز امشب با اسم صدا زدی - پدرام - آیا یاوری هست که یاری دهد مرا؟! و من بی آنکه سربلند کنم از خجلت ولی گستاخ می نویسم... بی معنی و از پیش فراموش شده.
لبیک من از پیش رنگ جازدن دارد. هنوز از گلو بیرون نیامده فرو می رود... و شما در میدانی... و روی سینه ات لشکری از شمر غم، خنجر کشیده است... فقط برایت گریه می کنم، همین! و تو چه نیاز به گریه کن داری...
به این دل چرکم می گویم: ای چرک! چگونه و با چه رویی آقایم را صدا کنم، که آقا بیا این شیعه ی خواب را شفاعت کن. تو در میدان مرا می طلبی و من شفاعت می خواهم، زندگی می خواهم، شادی می خواهم، راحتی می خواهم، رونق می خواهم... از تو... که مرا می طلبی...
دیگر حالم از کیبورد به هم می خورد که بنویسم می نویسم... از تو که مرا صدا می زنی و من می نویسم...
صلی الله علیک یا مظلوم
الذی صوته حزین...

برچسب ها: یا صاحب الزمان،
[ پنجشنبه 27 آذر 1393 ] [ 09:18 ب.ظ ] [ پدرام کاویان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6

درباره وبلاگ

دلها به یاد خدا آرام میگیرد. رعد آیه ۲۷


الهى اگر تقسیم شود، به من بیش از این که دادى نمیرسد، فلک الحمد
علامه حسن زاده آملی
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

استخاره آنلاین با قرآن کریم